من ونی نی گولو وارد هفته 10 می شیم
فندقکم نمیدونی چقدر من وبابایی مهربونت از بودنت خوشحالیم...تا حالا فقط به خاله لادن و خاله بزرگه(خاله مامان)گفتیم که شما تو راهی...اونها هم کلی ذوق کردن و همش از من احوالات شما فینگیل رو می پرسن عزیزم... خیلی دوست دارم به مامان بزرگ ها و بابابزرگ های مهربونت بگم که شما افتخار دادی و تا چند وقت دیگه با یه دنیا شادی و شور پا به زندگی مامان و بابا می گذاری اما عسل مامان ،اگه الان بگم همه اهل فامیل خبر دار می شن...پس بهتره با هم دیگه صبر کنیم تا سونو و آزمایشات انجام بشه و بعد به همه بگیم... راستی پنج شنبه شب بود که خاله بزرگه به افتخار شما، من و بابایی رو برای شام دعوت کرد....با کلی ذوق وشوق راهی شدیم...آخه خاله بزرگه خیلی خوب و مهربونه...
نویسنده :
مامان لیلا
22:42


