کیمیا و واکسن دو ماهگی
شکلات مامان امروز ٢٧ تیر ماهه و درست ٢ ماهه شدی ....دیروز با بابایی بردیمت دکتر ....وزنت ۵ کیلو شده بود و قدت هم ۵۴ سانت....قربونت برم من که اینقده تپلی شدی و دل من وبابا برات ضعف میره....
وروجکم الان که برات مینویسم برعکس هر روز که نمی خوابیدی و همش می خواستی تو بغل مامان باشی و شیر بخوری خواب خوابی ....چون صبح برای واکسن ٢ ماهگی بردیمت و حالا هم بیحال شدی و حتی اشتهات هم کم شده....
مامان قربونت بره که نمیتونم بیحالیت رو ببینم....با این که خوابم میآد اما نمیتونم بخوابم و می خوام همش بالا سرت بشینم و نگات کنم عزیزم....
مامانی نمیدونی چقدر دخمل خوبی بودی و برای واکسن به جز همون اولش اصلا گریه نکردی و گریه ات بر عکس بچه های دیگه زود تموم شد...قربون دخمل صبورم برم که اینقده ماهه....الان هم که خیلی معصومانه خوابیدی و دل مامان برات میسوزه که صدات در نمی آد....برای همین هم هر ١ ساعت بیدارت می کنم و ۶٠ سی سی شیر بهت میدم...
گل هزار رنگ قشنگم دوست داریم قد همه گلای روی زمین....تو که گل بی همتای من وبابایی.....دوستت داریم عزیزم....


کیمیا و واکسن دو ماهگی
