4 ماهگی دخمل ناز مامان
عزیزم این روزا که ۴ ماهه شدی کلی کارات فرق کرده و کلی بامزه و خوردنی شدی....
خنده هات و گریه هات ....اداهات و صداهای نازی که در میاری....نگاهای نافذ پر از شیطنت و کنجکاویت....معنی دار شده و با هر کاری می خوای یه چیزی بگی...بگی که بزرگ شدی ....
این روزا مامان وبابا رو خوب میشناسی و وقتی میاییم بالای سرت کلی ذوق می کنی و صدا از خودت در میاری و با صدای بلند می خندی...قربون خنده های خوشگل بامزه ات بشم من....
همش هم در خال غلت زدنی و وقتی میذاریمت رو زمین سریع غلت میرنی و سرت رو هم بالا میگیری...جدیدا به تماشای تلویزیون هم خیلی علاقمند شدی...همچین با دفت بهش نگاه میکنی و میخندی که انگار مثل ادم یزرگا ازش سر در میاری...
تازه دستات هم اسباب بازی جدیدت شده و باهاشون کلی بازی می کنی....
خلاصه کلی با نمک و خوردنی شدی ...منم چپ و راست ماچت می کنم و می خوام درسته قورتت بدم...اینقدر که ناز شدی....
خدایا به خاطر این فرشته کوچولوی ناز که بهمون دادی ممنونم....خدایا کیمیای ما رو در پناه خودت از همه بلاها حفظ کن ....


4 ماهگی دخمل ناز مامان
