دخمل نازم واسه خودش خانومی شده
سلام قربونت برم.....خوشگل مامان چفدر روز به روز فرق می کنی و بزرگتر میشی....
اون دخمل ریزه میزه مامان که روزای اول بعد تولدش هر کی میدید می گفت واااای چه کوچولوئه ،حالا واسه خودش خانومی شده....
کلی تپلی شدی و بابا میگه اگه همین طوری پیش بری میری و صدک ٩۵...آخه هر ماه ١ صدک میری بالا...اون لپای جوشگلت که خوراک من و باباییه ....من که هر بار بعلت می کنم باید ماچ بارونت کنم...بابایی هم که میمیره برای لپات و همش می خواد لپات رو هورت بکشه و بخوره و اگه من به داد لپات نرسم احتمالا تا چند وقت دیگه کش می آد!!!!!!!!!!!!!
وااااااااااااای مامان برات بمیره که تو بغل مامان توپ توپ می خوابی....هر وقت بیقرار باشی رو مبل بزرگه خونمون می خوابونمت و خودم هم کنارت می خوابم و در آغوشت می گیرم....بعد هم در حالیکه می می مامان رو میک میزنی می خوابی ....
بعد هم تا وقتی من کنارتم تو هم آروم می خوابی ...چشمای نازتو هر از چند گاهی باز می کنی و وقتی از بودن من کنارت مطمئن میشی دوباره می خوابی...منم کنارت خوابم میبره و بااینکه جام خیلی هم راحت نیست اما قشنگنرین خواب دنیا رو می کنم ....چون نفسم تو بغلمه....


دخمل نازم واسه خودش خانومی شده
