لحظه دیدار نزدیک است....
سلام گل مامان....دخملم دیگه داریم به روزهای اخر نزدیک میشیم .....
من و بابای مهربونت لحظه شماری میکنیم تا روی ماهتو ببینیم....به گفته دکتر تا اومدنت فقط دو هفته دیگه مونده البته اگه دخمل خوبی باشی و عحله برای اومدن نداشته باشی....
خوشگلم این روزا واسه مامانی خیلی سخت شده و به خاطر شما مونده تو خونه تا بیشتر استراحت کنه...میدونم جای تو هم دیگه تنگ شده اما باید تو هم اون تو بمونی و وقتش که شد بپری بیرون بغل مامانی....
از یه طرف دلم می خواد این روزها زوددتر بگذره و تو بیای و روی ماهتو ببینینم و ببوسیم از طرفی دلم برای این روزها هم تنگ میشه...روزهای دو نفره بودنمون....اینکه همیشه و همه جا باهام بودی و باهام نفس کشیدی گلم....دلم برای تکونات و ورجه ورجه هات خیلی تنگ میشه...اما بالاخره ان روزها هم با همه شیرینی هاش و سختی هاش هم می گذره و تو میای و با نفست رنگ تازه ای به زندگی مامان وبابا میزنی....
مامان قربونت بره عسلم....


لحظه دیدار نزدیک است....
