تکونای قشنگت
جیگر گوشه مامان امشب بالاخره مامان رو از انتظار درآوردی و با تکونای نازت دلم رو غرق شادی کردی....
چه لذتی داشت وقتی ضربه های کوچیک و نرمت رو به دیواره شکمم حس کردم و ناباوارانه وجود نازنینت رو در درونم بیشتر از پیش حس کردم...
دخمل قشنگ مامان وبابا امروز دقیقا ۵ ماه از بودنت تو دل مامانی می گذره که ساعت ٧.٣٠ شب با اولین تکونات خودی نشون دادی و گفتی که دیگه اینقدر بزرگ و خانوم شدی که میتونی ابراز وجود کنی...
قند عسل وروجکم بازم شیطونی کن و تا می تونی ورجه ورجه کن که مامانی از تک تک تکونات لذت می بره...
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


تکونای قشنگت
