ما یه دختر کوچولو داریم...
وروجک خوشگل مامان بالاخره روز موعود رسید و من وبابایی رفتیم برای سونو گرافی...
کلی هیجان داشتم و از اینکه قرار بود به زودی بفهمیم که یه دخمل کوچولو داریم یا یه گل پسر در پوستم نمی گنجیدم....
وقتی دستگاه سونو رو روی شکمم گذاشت و به خانوم الماسان گفتم که ما هنوز جنسیت وروجکمون رو نمی دونیم چند ثانیه طول نکشید که گفت یه دختر کوچولوه....
این لحظه یکی از قشنگترین لحظه های زندگیمون بود و از شدت خوشحالی نمی تونستم خودم رو کنترل کنم وبلند بلند می خندیدم ...
دخمل مامان از اول چقدر ناز داشتی و پشتت رو کرده بودی و خانوم الماسیان هر چی میزد رو شکم من که شما بچرخی و ما صورت ماهت رو بینیم نمی چرخیدی و ناز می کردی....
قربونت برم من که بعدش با چند بار چرخیدن من بالاخره خودتو نشونمون دادی و صورت ودهان و دماغ کوچمولوتو تو صفحه مانیتور دیدم....دست و پا و انگشتات رو هم نشونمون داد...مغز و کلیه ها و ستون فقرات و خلاصه یه دل سیر دیدیمت عزیز دلبندم....
دخمل کوچمولوی ما حسابی رشد کن و بزرگ شو و تو دل مامانی واسه خودت کیف کن.


ما یه دختر کوچولو داریم...
