كيميا كيميا ، تا این لحظه: 16 سال و 5 ماه و 4 روز سن داره

قند عسل مامان و بابا

روز کودک سال 92 و دخمل کوچولوی ما

1392/7/16 17:36
نویسنده : مامان لیلا
845 بازدید
اشتراک گذاری

امروز 16 مهر ماهه و روز جهانی کودک..کودکم این روزهای ناب کودکی ات را دوست دارم و با تو شادم و میخندم ...امیدوارم روزای کودکانه ات همیشه همینطور شاد و ناب و دوست داشتنی باشه درست مثل خودت و قلبت و روحت مملو از شادی و ارامش وارد دوران های بعدی زندگی ات بشه عزیز دلم...دوست دارم قد همه خوبی ها و مهربونی هات که بهم انگیزه و امید زندگی و شادی میده دخترکم...

روزی که هیچ وقت یادم نمیره روزی بود که مامان یه کم بیحوصله بود و شما اینو فهمیدی و دایم دور و برم میچرخیدی و میگفتی مامان دوست دارم..مامان غصه نخور...مامان جونم چرا ناراحتی؟مامان بوست کردم خوب بشی....و هزاران محبت دیگه که نثارم کردی و منم غرق لذت از داشتنت...

لغت های بامزه ای که به کار میبری

اسکوتر....استکور

نگو....نگون

بگو....بگون

انگشتر...انگشی

کتاب....کباب (با کسره)

دوچرخه....چوچرخه

نمیذارم...گذاشته نمیکنم

پیتزا...پیپزا که واقعا عاشقشی

ساندویچ....سانفلی

فعلا همینا رو یادم مونده بود...

روزت هم مبارک دختر کوچولوی ما

مکالمه امروز ما هم وقتی از مهد زبان می اومدیم خونه این بود:

من:کیمیا مامانی میدونی امروز روز شماست...روز کودکه

کیمیا :چی مامان؟کجاست؟

من:روزته مامان....مثل روز مادر که به من گفتی مامان روزت مبارک...حالا روز بچه هاست...

کیمیا:کجا هست؟الان باید بریم مامان؟

من؟نه عزیزم جایی نمیریم....میگم امروز روز شماست ...همین مامان جون

کیمیا با بغض و اشک:کی میریم مامان ؟الان میریم؟

من:  :((ببخشید اشتباه کردم گفتم مامانی....اون اتوبوس قشنگه رو ببین....

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

مامان هستي
1 آبان 92 13:46
اي جانم !!! چه مكالمه اي داشتين شما!!! وروجك شيطون بلا رو ببوسش روز كودك مبارك خاله چه تلفظ هاي بامزه اي داره
مامان لیلا
پاسخ
ممنون خاله نازی ...همیشه به من و کیمیا لطف داری عزیزم...
مامان سورنا
26 آبان 92 12:20
من خیلی دیر رسیدم...ولی روز کودک رو با کلی تاخیر تبریک میگم کیمیای گل مامانت که این همه به فکرشی که غصه نخوره و بوسیدیش....مکالمه روز کودک هم اخرش بود...خیلی بامزه بود و کلی خندیدم از تصورت لیلا حین جواب دادن بهش...)
مامان لیلا
پاسخ
هی وای من ...منم که بایه ماه تاخیر جواب نظرتو دادم خاله سمیه...این به اون در...ههههه مرسی برای نظر قشنگت .... پس کامل تصور کردی که در حال کشیدن گیسام بودم رسما...هاهاها
مامان بیتا
27 آبان 92 14:29
انشالا که کدکی شاد و پر ثمری داشته باشی کیمیا جون مکالمه هم خیلی جالب بود. خوب مامانی ماشالا کیمیا رو به ددر رفتن عادت دادی اونم انتظار بیرون رفتن داره... انشالا همیشه شاد و سلامت باشید
مامان لیلا
پاسخ
ممنون خاله جون...اره دیگه مامانم حسابی منو دردری کرده درست مثل خودش ....
سودی
11 آذر 92 0:27
ای جان که شیرین زبونی هاش اد امه داره.... اون مکالمه روز کودک هم خیلی باحال بود
مامان لیلا
پاسخ
ممنون سودی جون..سوژین عسلی شیرین زبون رو ببوس